مناظره در ادب پارسی
مناظره در ادب پارسی
یکی از انواع شعر فارسی از لحاظ محتوا و درونمایه مناظره است. مناظره در لغت:«مباحثه کردن و بحث با یکدیگر دربارهء حقیقت و ماهیت چیزی،یا با هم سؤال و جواب کردن است.»1و به تعبیری دیگر مکالمه و گفت و گویی است دو طرفی( eugolaiD )که هر طرف با استدلال و ارائهء براهین،سعی میکند که برتری و فضیلت خویش را بر دیگری به اثبات برساند.از لحاظ علم منطق، مناظره:«توجه متخاصمین است در اثبات نظر خود،در مورد حکمی و نسبتی از نسبتها برای آشکار کردن حق و صواب».2
کاربرد شیوهء مناظره یا سؤال و جواب در ادبیات فارسی سابقهای طولانی دارد.اولین نمونه از این سبک را در ادبیات قبل از اسلام و در آثار بازمانده از زبان پهلوی،میتوان دید.درخت آسوری(آسوریک)منظومهء مفاخره آمیزی است میان بز و نخل که به زبان پارتی یا پهلوی اشکانی سروده شده،ولی اکنون به خط پهلوی در دست است.احتمالا ایرانیان این نوع ادبی را که دارای خصوصیات ادبیات شفاهی است،در ادوار قدیم از بین النهرین اقتباس کردهاند.نمونههایی از آن در متون سومری اکدی دیده میشود.درخت آسوری با توصیف کوتاهی از یک درخت، بیآنکه صراحتا از آن نام برده شود،به شکل معما یا چیستان،از زبان شاعر آغاز میشود(بند 1)و با این توصیف شنونده یا خواننده پی میبرد که منظور نخل است.آن گاه نخل خود فوائد خویش را برای بز بر میشمارد(بند 1 تا 20)مانند فوائدی که میوهء آن در بردارد یا ابزارهایی که از چوب و برگ و الیاف آن ساخته میشود.در بخش بعدی(بند 21 تا 53)بز با او به معارضه بر میخیزد و او را تحقیر و استهزا میکند و فوائد خود را مانند خوراکهایی که از شیر او درست میکنند یا کاربردی که شیر او در مراسم دینی زرتشتی دارد و نیز ابزارهایی که از اندامهای او مانند پوست و پشم و روده و غیره میسازند،بر میشمارد.سرانجام به زعم شاعر(بند 54)بز پیروز میشود.3بنا به نوشتهء محمود روح الامینی این منظومه از شاعری ناشناخته و شامل 121 بیت است و به عنوان سرودهای فولکلور از روزگار کهن در میان عامه مردم رواج داشته است.4
اما مبتکر فن مناظره در شعر فارسی دری،ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی سرایندهء گرشاسپ نامه است.مناظرات پنجگانه اسدی که عبارتاند از:«عرب و عجم»،«آسمان و زمین»،«نیزه و کمان»،«شب و روز»و«مغ و مسلمان»،در قالب قصیده به رشته نظم در آمده5و شاعر در هر کدام گفت و گویی را«بین دو طرف تخیل کرده و دلایل هر یک را بر ترجیح خود نسبت به دیگری آورده و سرانجام یکی را مجیب و دیگری را مجاب ساخته و آنگاه به مدح ممدوح وارد شده است.البته تازگی کار اسدی در این قصاید،باعث باقی ماندن آنها شده است وگرنه این شاعر در قصیده سرایی ید طولایی ندارد.»
دکتر هاشم محمدی به عنوان نمونه،مناظرهء مغ و مسلمان گفت و گویی است میان شاعر و روحانی زردتشتی پیرامون تفوق قبلهء اسلام بر قبلهء زرتشت (آتش)و سرانجام به ابطال عقیدهء مغ خاتمه مییابد،ابیاتی از این مناظره ذکر میشود
:ز جمع فلسفیان با مغی بدم پیکار نگر که ماند ز پیکار در سخن بیکار
و را به قبلهء زرتشت بود یکسره میل مرا به قبلهء فرخ محمد مختار
نخست شرط بکردیم کان که حجت او بود قویتر،بر دین او دهیم اقرار
مغ آنگهی گفت ز قبلهء تو قبلهء من به است کز زمی آتش به فضل به بسیار
به تف آتش برخیزد ابر و جنبد باد ز می ز قوتش آرد برو درختان بار
...
جواب دادم و گفتم تو فضل ز من شنو یکایک و بر حجتم خرد بگمارزمین چه باشد اگر زیر آتش است که او فروتن است و فروتن بدان نباشد عار
گذار مؤمن و کافر به حشر جمله بر اوست هم او در آخر در دوزخ است با کفار...7
بعد از اسدی طوسی،شاعری که نوع مناظره را بیش از دیگران در آثار خود آورده است،نظامی گنجوی شاعر مشهور قرن ششم هجری است.وی در مثنوی«شرفنامه»مناظرهای میان نقاشان چینی و رومی در حضور خاقان چین و اسکندر ترتیب داده است که ابیاتی از آن در زیر آورده میشود:روزی از روزهای نوبهار خاقان چین مهمان اسکندر بود.در آن مجلس سراسر خرمی و ناز و نوش صحبت از این بود که زیرکترین کیستند از جهان
:یکی گفت نیرنگ و افسونگری ز هندوستان خیزد ار بنگری
یکی گفت بر مردم شوربخت ز بابل رسد جادوئیهای سخت
یکی گفت کاید گه اتفاق سرود از خراسان و رود از عراق
یکی گفت نقاشی از اهل روم پسندیده شد در همه مرز و بوم
ز رومی و چینی در این داوری خلافی بر آمد به فخر آوری
نمودند هر یک به گفتار خویش نموداری از نقش پرگار خویش
....8
همچنین گفت و گوی بین خسرو و شیرین در منظومهء خسرو وشیرین نظامی نوعی مناظره است.از این به بعد نوع مناظره غالبا با کلمهء(گفتم گفتی)شروع میشود که نوعی سؤال و جواب است و در واقع نوعی جدل یا احتجاج و مفاخره است
.دکتر محمد غنیمی هلال در اثر خود به نام ادبیات تطبیقی ریشه این نوع مناظرهها را به دوران افلاطون و ارسطو میرساند و مینویسد:«شاید رواج افکار«افلاطون»و«ارسطو»بین مسلمانان و به احتمال قریب به یقین وجود کتابیهایی با عنوان«المحاسن»،که در آن روزگار در زمینهء مجادلات خطابهای پرداخته میشد،در رواج این قبیل محاورات و مناظرات در قرنهای نخستین اسلام مؤثر بوده است.وجود کتابهایی با عنوان«محاسن»و موضوعهای اخلاقی ریشه در زبان پهلوی دارد
.در زبان پهلوی،رسالههایی با عنوان شایست نشایست،مشروع و نامشروع به دست ما رسیده است.این رسالهها از ادبیات دینی زرتشتی مایه گرفته است.مضمون رسالهها مزبور در قرن هفتم و هشتم میلادی،تحت عناوین و موضوعهای اخلاقی«محاسن و مساوی»تغییر شکل داد و این گرایش اخیر در کتابهای عربی با سرشت آموزشی،اخلاقی نفوذ کرد.موضوع این کتابها،آداب معاشرت در قالب«محاسن و مساوی»اخلاقی است
.کهنترین کتاب عربی که با نام المحاسن برای ما به جا مانده است،کتاب عمر بن فرخان طبری الاصل است.او تمایلات و فرهنگ ایرانی داشت و معاصر مأمون خلیفهء عباسی بود و با جعفر برمکی روابط دوستانه داشت.کتابی نیز به نام المحاسن از ابن قتیبه شناخته شده و کتابهای دیگری به زبان عربی در همین زمینه نوشته شده است.کتاب المحاسن و الاضداد منسوب به جاحظ قابل ذکر است.این کتابها تحت تأثیر یک منبع مشترک از ادب پهلوی بوده است.از آنجا که کتابهای المحاسن زیر نفوذ اصل پهلوی قرار گرفته،هرگز خالی از ذکر«المساوی»نبوده است.احیانا در این کتابها،مناظرات به شکل پرسش و پاسخ تنظیم شده است.»9
بیگمان رقابتهای نژادی،حزبی،سیاسی و مذهبی در تعلق شدید نسبت به مجادله و احتجاج در زمینه کشمکشهای دینی و قبیلهای تأثیری بسیار عمیق داشته است.انعکاس این تأثیر در روند تحول هجویات قبیلهای به«نقایض»آشکار میگردد که آنها به مناظرات نزدیکتر است تا هجویات جاهلی.این«نقایض»نظیر احتجاجات فرق اسلامی و سیاسی در زمینهء آرای فقهی و انگیزههای جدلی پیرامون تمایلات طایفی و تعصبهای قبیلهای و نژادی است
.در آغاز عصر اموی نمونههای بسیاری از«ادب جدلی»در شکل احتجاج در قالب نظم و نثر میبینیم،مانند:احتجاج میان نمایندگان حضرت علی(ع)و فرستادگان معاویه.و میان شعرای طرفدار حضرت علی(ع)و شعرای هوادار معاویه.این جدل و گفت و گو در کتاب نقد النثر قدامة بن جعفر به عنوان نوعی از فن خطابه بررسی و ارزیابی شده است.قدامة بن جعفر و دیگر کسانی که در این زمینه به نقد پرداختهاند،متأثر از افکار«ارسطو»در فن خطابه بودند.10برخی از شعرای عرب،اساس قصیده را بر مبنای احتجاج و مناظرهء میان خود و هماورد و پاسخگویی به دشمن قرار میدادهاند.در شعر عربی که در ایران رونق یافت،قطعههایی در مناظره میان دو تن یا میان شاعر و روزگار ناسازگار و یا بین شاعر و معشوقهاش مییابیم.در تمام این جریانها یک رکن قصیده بر نقل و قول مناظرهگر،یا خصم یا معشوقه و رکن دیگر بر احتجاج و پاسخگوییهای شاعر استوار است
.در شعر فارسی هم شاعران قصیده سرا،اندیشههای خود را در قالب(گفت گفتم)یا(گفتا گفتم)اظهار کردهاند که در عربی هم به صورت«قالت و قلت»وجود دارد.برای بسیاری از شاعران صوفی،این نوع مناظره،فرصتی برای ترویج افکار اخلاقی و آموزشی بوده است
.مناظره گاهی بین دو انسان یا دو عاشق و معشوق است و گاهی بین دو حیوان یا دو پرنده و گاه بین دو شیء یا دو موجود مختلف است در ادب عرفانی بیشترین مناظره بین عاشق و معشوق و با کلمات:گفتم گفتی(گفتا)میآید،زیباترین نمونه آن در غزل معروف حافظ دیده میشود
:گفتم:غم تو دارم گفتا:غمت سر آید گفتم:که ماه من شو گفتا:اگر بر آید
گفتم:ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا:ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم:که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا:که شبروست او از راه دیگرآید
...11
همچنین غزلهای دیگر با مطلع:گفتم:ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت:در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
(
غزل 14 ص 21) و:گفتم:کیم دهان و لبت کامران کنند گفتا:به چشم هر چه تو گویی چنان کنند
(
غزل 198 ص 268) و:گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد،رو
(
غزل 406 ص 552) از شیخ مصلح الدین سعدی نیز در بوستان و گلستان مناظرات جالبی نظیر گفت و گوی میان«پروانه و شمع»و«کرکس و زغن»و «رایت و پرده»باقی است.همچنین جدال با مدعی در بیان توانگری و درویشی از بهترین نوع مناظره و مجادله در آثار سعدی است.از خواجوی کرمانی مناظراتی مانند:«نمد و بوریا»،«تیغ و قلم»، «شمس و سحاب»و از هلالی جغتایی(مقت:936)مناظره«تیر و کمان»در منظومهء شاه و گدای او باقی مانده است.در ادبیات کلاسیک و نیز در ادبیات معاصر نمونههای فراوانی از این نوع ادبی دیده میشود.از معاصران شادروان ملک الشعرای بهار،مناظرات جالبی همانند مناظرهء«چشمه و سنگ»،«نی و بلوط»«بط ماده و بط نر»، «ضیمران و بید»وجود دارد.از میان شاعران معاصر،پروین اعتصامیشاعری است که یا قدرت ذوق و ابتکار خاص خود،مناظرات زیبا و آموزندهای را از زبان اشیاء،پرندگان،عناصر طبیعت،از قبیل: سوزن و پیراهن،دیگ و تاوه،مور و مار،مرغ و ماهی،صیاد و مرغ، ابر و باران،کرباس و الماس،کوه و کاه،چشم و مژگان،دام و دانه، آینه و شانه،سیر و پیاز،عدس و ماش و..استادانه به رشتهء نظم درآورده است.نمونهای از مناظره«گنج و درویش
»:به غاری تیره،درویشی دمی خفت در آن خفتن به او گنجی چنین گفت
:که من گنجم چو خاکم پست مشمار مرا زین خاکدان تیره بردار
...برای خود مهیا کن سرایی چراغی،موزهای،فرشی،قبایی
اما پاسخ درویش،پاسخ مرد انزوا نیست.پاسخ شرف و غرور و بلندی روح انسانی است که نمیخواهد حتی در عین فقر و امکان رسیدن به اشرافیت،به فساد مادیگری آلوده شود و در آن سقوط کند
.بگفت:ای دوست ما را حاصل از گنج نخواهد بود غیر از منت و رنج
...مرا افتادگی آزادگی داد نیفتاد آن که مانند من افتاد
چو شد هر گنج را ماری نگهدار نه این گنجینه میخواهم نه آن مار
...هراس راه و بیم رهزنم نیست که دیناری به دست و دامنم نیست
12
با بررسی مناظره در اشعار پارسی کلاسیک و معاصر میتوان گفت که این نوع ادبی در قالبهای:قصیده،غزل،قطعه،رباعی، دوبیتی،مثنوی،آمده و در تمام قالبهای شعری از این نوع مناظره و مفاخره استفاده گردیده است.واکاوی مناظره با گفت و گو در اشعار بزرگان ادب پارسی، زمینهای است که میتوان با کمک علم گفتمان شناسی
esruocsiD sisyalanA به آن نائل آمد.علم گفتمان شناسی که ازشاخههای جدید زبانشناسی است،اصول حاکم بر گفت و گو را از بعد نظری مورد مداقه قرار داده و گفت و گوگران خود را ملزم به رعایت آن میدانندم.متفکران و محققانی که در مباحث نظری گفت و گو یا مناظره،تحلیل نمودهاند،میگویند که حقیقت در علوم انسانی به وجود نمیآید مگر از طریق تفاهم بین الاذهانی،و تفاهم بین الاذهانی حاصل نمیگردد مگر به کمک ابزاری به نام گفت و گو.از سوی دیگر توجه به شرایط اجتماعی گفت و گو،یکی دیگر از دغدغههایی بوده که متفکران این حوزه را به خود مشغول داشته است و شرایط اجتماعی گفت و گو ربط وثیقی با نظام سیاسی حاکم دارد.13
امروزه تئاتر و نمایشنامه،نمونه خوبی از فضای گفت و گو هستند.در ادبیات منثور نیز نمونههایی از این مناظره و گفت و گوها وجود دارد،به طوری که تعزیه را میتوان نمونهای سنتی از این نوع گفت و گو محسوب داشت که در آن تعزیه خوانان رابطهء ظالم و مظلوم را در واقعه عاشورا به تصویر میکشند.در دوران معاصر، پروین اعتصامی مناظره را به حد کمال رسانده است و پس از او چهرهء سرشناسی که گفت و گو و مناظره را به شیوهای دل انگیز در ادبیات به کار گرفته،دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی است.از این شاعر چند مکالمه و گفت و گو در دست است که هر کدام گوشهای از حیات سیاسی رژیم گذشته را به نقد میکشاند.کمیت و کیفیت مناظره،درونمایه اصلی،برخورد نظریات متفاوت و متضاد،تحلیل و بررسی آن از دیدگاههای مختلف،و دیگر ویژگیهای این نوع ادبی از جمله مسائلی است که از حوصلهء این بحث خارج و مقال دیگری میطلبد.در پایان میتوان گفت که مناظره و گفت و گو یک شیوه و با سبکی است که نشانهء نوعی دگرگونی در اندیشهء جامعه است و جامعه معتقد به گفت و گو از مرحلهء تک بعدی و یکسو نگری گذشته و قادر به درک و حضور دیگران است و یکی از ابزارهای مهم رسیدن به حکومت و حاکمیت مردمی است
.پانوشتها
:(1)-لغت نامه دهخدا،ذیل واژهء مناظره.
(2)-فرهنگ فارسی،دکتر محمد معین،ج 4 ص 4372.
(3)-دکتر احمد تفضلی،تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام،ص 256.
(4)-محمود روح الامینی،نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی،ص 27.
(5)-دکتر حسین رزمجو،انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی،ص 133.
(6)-دکتر ذبیح الله صفا،تاریخ ادبیات در ایران،ج 2 ص 407.
(7)-همان،ص 413.
(8)-کلیات خمسه نظامی،بخش شرفنامه،ص 1077.
(9)-دکتر محمد غنیمی هلال،ادبیات تطبیقی،ترجمه دکتر سید مرتضی آیت الله زاده شیرازی،ص 345.
(10)-همان،ص 347.
(11)-دکتر خلیل خطیب رهبر،دیوان غزلیات حافظ،غزل 231 ص 313.
(12)-دکتر حسین رزمجو،انواع ادبی،ص 136.
(13)-فصلنامه مطالعات ملی،ش 13،ص 4،پاییز 1381
(برگرفته از کتاب ماه ادبیات و فلسفه » فروردين 1383 - شماره 78)